ميرزا حسن حسينى فسايى
726
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
ايالت دار السلطنه اصفهان را به ميرزا على محمد خان پسر جناب عبد اللّه خان امين الدوله دادند به سبب تسلط والدهء ميرزا على محمد خان كه خواهر حاجى هاشم خان بختيارى بود ، كفايت اين كار را نتوانست نمود تا آنكه روزى حاجى مزبور ، جوان سيد هاشمى را به دار سياست آويخت « 1 » و خون آن سيد پاكزاده را بريخت ، مادر پير آن جوان به توسط بعضى از علماى ديندار اصفهان ، عريضهء غيرتانگيز به دربار معدلتمدار فرستاد و اعليحضرت شاهنشاه ديندار براى بازخواست خون آن سيد ، روى سعادت به دار السلطنه اصفهان گذاشت و حاجى هاشم خان مزبور كه از باد غرور و نسبت به جناب امين الدوله ، مغرور بود ، اعمال ناشايسته خود را عين صواب پنداشت و با جماعتى از اعوان و انصار « 2 » به استقبال شاهنشاه بىهمال شتافت و بعد از ورود موكب اعلى ، او را گرفتند و از حليهء بينائى عاريش نمودند « 3 » و آنچه را در مدت متمادى به جبر و ظلم از مردمان گرفته بود ، به آزار اشكنجه ، از او و منتسبانش بازپس گرفتند و ايالت اصفهان را به نواب سلطان محمد ميرزا « 4 » كه والدهء محترمهاش تاج الدوله اصفهانيه و محبوبه خاطر سنيه بود عنايت فرمودند و لقب او را سيف الدوله گفتند و يوسف خان گرجى سپهدار را وزير اصفهان قرار دادند . « 5 » و هم در اين ايام نواب حسين على ميرزا فرمانفرما و اعيان فارس مانند محمد زكى خان نورى و ميرزا على اكبر كلانتر شيراز و ميرزا محمد على سررشتهدار مشهور به خفركى و محمد على خان ايلخانى و ميرزا محمد حسين وكيل مملكت فارس ، خلف الصدق مرحوم ميرزا هادى مشهور به فسائى شرفياب حضور مبارك شاهى گشته ، هريك به اندازهء پايه و مايهء خود مورد عنايت شاهانه گرديدند . و بعد از انقضاى ماه مبارك رمضان اين سال : [ 1240 ] موكب و الا در غره شوال « 6 » به عزم دار الخلافه از اصفهان نهضت فرمود و نواب فرمانفرما و اعيان فارس عود به شيراز نمودند . و چون جناب امين الدوله شرارت و تقلبات حاجى هاشم خان بختيارى را مدتها پنهان داشته ، به عرض همايونى نرسانيده بود ، شهريار جهاندار چنين فرمود كه اگر امين الدوله بخواهد از محل خود فرود نيايد ، پنجاههزار تومان زر به خازنان حضرت سپارد و جناب امين الدوله انكار نمود و اين كار در خدمت پادشاه قهار پسنديده نگشت و او را از منصب وزارت و رتبهء بزرگوارى معزول فرمود « 7 » و براى انجام مهام ، جناب اللّه يار خان قاجار دولو « 8 » را كه اميرى بزرگوار و به شرف دامادى اعليحضرت شاهنشاهى قرين افتخار بود به منصب جليل وزارت سرافراز گرديد
--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 631 . ( 2 ) . در متن : ( و ) . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 632 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 350 ، حقايق الاخبار ناصرى ، ص 17 . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 632 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 350 . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 632 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 350 . ( 6 ) . برابر با 19 مه 1825 . ( 7 ) . ( و امين الدوله ملازم ركاب حسين على ميرزا فرمانفرماى فارس شد ) ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 350 . ( 8 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 632 ، حقايق الاخبار ناصرى ، ص 17 ، اما در اين منبع اخير سال انتصاب او 1341 است .